تبليغاتX
چی توز
R tavalodet por gol

اولين نامه من...
اولين نامه تو.....
اولين برگ سفر نامه عشق من و توست.
و در اين پندارم....كه اگر عشق سر آغاز وجودست.. كه هست...

آخرين نامه من....
آخرين نامه تو....

آخرين برگ وجود من و توست...

(مگه چی توز دل نداره... تقدیم به دوست خوبم " ر" که امروز یعنی ۱۲ بهمن تولدشه)

تولدت مبارک


يك سخنران معروف در مجلسي كه دويست نفر در آن حضور داشتند يك اسكناس بيست دلاري را از جيبش بيرون آورد و پرسيد :
چه كسي مايل است اين اسكناس را داشته باشد؟
دست هم حاضران بالا رفت . سخنران گفت : بسيار خوب ، من اين اسكناس را به يكي از شما خواهم داد ولي قبل از آن ميخوام كاري بكنم .
سپس در برابر نگاه هاي متعجب ديگران اسكناس را مچاله كرد و باز پرسيد :
چه كسي هنوز مايل است اين اسكناس را داسته باشد ؟
و باز دستهاي همه حاضران همه بالا رفت. اين بار مرد اسكناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بار آن را لگد مال كرد و با كفش خود آن
را روي زمين كشيد . بعد اسكناس را برداشت و پرسيد :
چه كسي هنوز مايل است اين اسكناس را داشته باشد؟
و باز دست همه بالا رفت . سخنران گفت : با اين همه بلاهايي كه من بر سر اين اسكناس آوردم از ارزش اسكناس چيزي كم نشد و شما خواهان آن هستيد
و ادامه داد : در زندگي واقعي هم همين طور است . ما در بسياري موارد تصميماتي كه ميگيريم و يا با مشكلاتي كه رو به رو ميشويم ، خم ميشيم ، مچاله ميشم
و لگد مال ميشيم و احساس ميكنيم كه ديگر پشيزي ارزش نداريم ، ولي اين گونه نيست و صرف نظر از اينكه چه بلايي سرمون اومده ، هرگز ارزش خود را از دست نميدهيم
و هنوز هم براي افرادي كه دوستمان دارند ، آدم پر ارزشي هستيم


(اگه پولرو آتیش میزد بازم من میخواستمش!!!

نه اینکه خدایی نکرده پولکی باشمآ فقط خواستم بگم اگه دوستام بمیرن(بلا دوره)

یا برن زیره تریلی( بازم بلا دوره)

بازم من دوسشون دارم

چاکره همه ) 

2 نوشته شده در  86/11/12ساعت 0:57  توسط فروغ  | 

salam baxe chee toz namaki
سلام

اول از همه اسم وبلاگم به این دلیل چی توز شد چون تو مدرسه دوستام بهم میگفتن

البته تو گروهه دوستیمون ( اشی مشی هم اسم دوستم بود)

دوم این وبلاگو بخاطر این ساختم که از تنهایی در بیام !!!

امیدوارم دوستای خوبی پیدا کنم

آقا مجتبی حسابی ممنونم از نظر لطفت ( مرسی زیاد)


دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.  
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.     ((  ((این تیکش فاز داد
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.

2 نوشته شده در  86/11/11ساعت 3:35  توسط فروغ  |